تبليغاتX
شعر و اندیشه

شعر و اندیشه

 
 
 

شرمنده ی همگی آنهایی هستم که منتظر ادامه ی این پست بودند و انتظارشان طولانی شد .                 

ورود به دربار هارون الرشید

در قبل گفتیم که ابونواس با والبه و دوستانش که همگی مردمانی شوخ طبع بودند زندگی می کرد. تا اینکه آوازه ی او عالمگیر شد و به گوش هارون الرشید رسید و او ابونواس را به دربار خود خواند. از اینجا به بعد است که یک سری حکایتهای شیرین از او در تاریخ آمده است ، که البته بعضی از این حکایات ساختگی است یا به کسان و شوخ طبعان دیگری منتسب است . مثلاً حکایت زیر:                                                                                                               

می گویند هارون که علاقه ی زیادی به ابونواس داشت هر وقت از کار روزانه فارغ می شد او را احضار می کرد و تا نیمه های شب وقت خود را با او می گذرانید . شبی صحبت هارون الرشید با ابونواس به درازا کشید و شب از نیمه گذشت و ابونواس خسته شد و خواب بر او غلبه کرد و چون صلاح نمی دید با حالت خواب آلود در محضر خلیفه بماند اجازه ی رفتن خواست ولی خلیفه رخصت نداد و امر کرد که ابونواس در زیر تخت او بخوابد ، ابونواس نیز بی درنگ به زیر تخت خزید و چشم بر هم گذاشت. هارون اندکی بعد یکی از زنهای خاصش را احضار نمود و هر دو روی همان تخت دراز کشیدند ، چون قدری گذشت هارون اراده ی مجامعت نمود و جریان را به زن گفت ولی یکمرتبه در حین کار متوجه حضور ابونواس شد و با خود گفت : مبادا ابونواس بیدار باشد و از واقعه مطلع گردد. هارون به دنبال این فکر چند بار ابونواس را صدا زد . ابونواس بعد از چند لحظه تاخیر با حالت خواب آلوده در جواب خلیفه گفت : « با من فرمایشی داشتید یا امیر ؟ » خلیفه وقتی فهمید ابونواس بیدار است به بهانه ی سوال پرسید : « می خواستم بدانم که آیا صبح دمیده است ؟ » ابونواس گفت : « یا امیر منکه زیر تخت هستم و جایی را نمی بینم از آنکه « بالای مناره » است سوال بفرمایید.هارون با شنیدن این حرف بسیار خندید و او را از همان جا روانه کرد.                                                                                                   

این حکایت را می توان از چند جهت انگ ساختگی بودن بر آن وارد کرد. یک مورد آن اینکه : درست است که ندیمان و دلقکان اثر مواقع محرم بودند و آزادانه به همه جا سرکشی می کردند و هرچه می خواستند بر زبان می آوردند ولی کافی بود که سری را افشا کنند تا سرشان را برای همیشه از دست بدهند . تشبیه آلت به مناره را بعدها عبید زاکانی در یک رباعی به کار برد « این ....ر که با مناره پهلو بزند » . شاید کاتبی که این رباعی از عبید را از حفظ داشته و مشغول نوشتن درباره ی ابونواس  بوده این حکایت شیرین را از خود ساخته باشد که از دست شرح حال نوشتن ها در ادبیات ما زیاد اتفاق افتاده است . الله اعلم 

ابونواس در شراب خواری پشت همه ی حریفان را به خاک می رساند . حکایت هایی جذاب در شراب خواری او وجود دارد که انتساب آنها به بذله گویی دیگر ( چون جوحی و ...) ناممکن است ولی حکایات دیگر او را به کسان دیگر هم نسبت داده اند . ( مثلا ً مهمان بودن ابونواس در خانه ای که تیرهای سقف سر و صدا می کرد و صاحب خانه گفت که تسبیح حق می گویند و ابونواس می ترسید که تیر های سقف سجود کنند . ) و اما بخوانید حکایت ابونواس و جام می و انگور و مویز را که پی هوشمندی و نکته سنجی ابونواس خواهید برد:                                                                                                                                 

« ابونواس را دیدند که در دست جام « می » دارد و در سمت راست خوشه ی انگور و در سمت چپ دانه ی مویز و هر جامی که سر می کشد دانه ای انگور و حبه ای مویز می خورد . گفتند : این چیست؟ گفت : اب , ابن و روح القدس ( پدر پسر روح القدس ، اشاره به تثلیث ) »                                                     

اما حکایتی دیگر هم وجود دارد که اگر چه به چند نفر دیگر هم منتسب است ولی حیفم آمد که آن را در این جا نگذارم که این هم سخن از هوشمندی و رندی بیش از حد ابونواس دارد :                                   

ابونواس یک روز در راهی دید که محتسب شهر مردی را سخت گرفته است و می خواهد او را سخت تازیانه بزند با عجله پیش رفت و جریان را از مردم پرسید ، به او گفتند : « در دست مقصر آلتی است که با آن شراب سازان هنگام درست کردن شراب از آن استفاده می کنند . » ابونواس حیرت زده روی به محتسب کرد و گفت : از این بیچاره چه می خواهی بگذار برود. محتسب که به خوبی از احوال ابونواس آگاهی داشت گفت : تا ا. را تازیانه نزنم رهایش نخواهم کرد. ابونواس پرسید : چرا مگر چه کرده است ؟ محتسب گفت : به جهت آنکه آلت شراب سازی با خود دارد. ابونواس به محض شنیدن این حرف دامن عربی خود را بالا زد و آلت خود را به او نشان داد و گفت : « پس بیا مرا هم تازیانه بزن چون که آلت زنا کردن با خود دارم.»                                                                                                                                 

اما در پست های آینده ( که 4 الی 5 پست را در بر می گیرد ) مفصلا ً به شعر و قدرت شاعری ابونواس خواهم پرداخت که مهمترین کار من هم همین است . ابتدا همین را بدانید که ابن قتیبه می گوید که « ابونواس در راهی می رفته و سیبی در دست داشته که فی البدیهه درباره آن سیب غزلی زیبا و روح افزا می سراید. » و دو شعر از ابونواس با ترجمه آقای عبدالمحمد آیتی انتهای این پست را تشکیل می دهد . ( هر چند که اصلا ً ترجمه های آقای آیتی مناسب نیستند و ایشان کلا ً به درد ترجمه ی شعر نمی خوردند . )                                                                                 

جانم به فدایت می آشکارا بنوش

که پنهان کاران زنان آنکاره اند

خود بنوش و مرا هم بنوشان

تا در همین جای به خواب مستی روم .

به یکبار مستی خرسند مباش

که مستی از پس مستی خوش است .

ریا کاری و پنهان گری فرو گذار

که این دو در خور من نیستند .

------------------------------------------------------------------------------------------------------------   

شعر دوم

ما دو عاشق بودیم ،

که هنگام بوسه بر حجرالاسود ،

ناگهان رخانمان بر هم قرار گرفت .

و بی آنکه خطا کنیم ،

به مراد دل رسیدیم .

گویی که به وعده گاه آمده بودیم .

آه که اگر کشاکش مردم ما را از هم جدا نکرده بود ،

تا ابد از هم جدا نمی شدیم .

و تا دیگران ما را نبینند ،

یکسوی چهره ی خود را با دست پوشانده بودیم .

من و او در مسجد الحرام کاری کردیم ،

که هیچ یک از نیکان در چنان مکان چنان نکنند.

فعلا ً پایان ....

                            

نوشته شده توسط محمد آسیابانی |  در جمعه پانزدهم شهریور 1387 | 

pctfx3.3

Sunset Template

مركز طراحي و توسعه سي دي هاي مولتي مديا مركز طراحي و توسعه وب مركز طراحي قالبهاي حرفه اي وب سايت گروه طراحي چندرسانه اي Multimedia CD Catalogues وبلاگ رسانه گشت و گذار در دنياي رسانه هاي ديجيتال Medium Blog - Digital Media World Medium Blog - Digital Media World قالبهاي رايگان سايت و وبلاگ Advanced Persian Blog Templates

اطلاعات مربوط به كارگاه طراحي قالب: Download Free Blog Templates Template Design Workshop, دانلود قالب هاي وبلاگ Template Design Workshop, جزئيات قالب هاي رايگان Template Design Workshop, جستجوي قالب هاي وبلاگ Template Design Workshop, تماس با كارگاه طراحي قالب Template Design Workshop, درباره كارگاه طراحي قالب Template Design Workshop, وبلاگ كارگاه طراحي قالب

pictofxt Farsi Blog Iran Domain Registration

ثبت دامنه میزبانی وب ثبت سایت دامنه فارسی