تبليغاتX
شعر و اندیشه

شعر و اندیشه

 
 
 

این روزها آدم خیلی فرصت پیدا می کنه تا خیلی از کارها رو انجام بده. به هر حال به قول مرحوم "رسول پرویزی" همه مثل میت می افتن و خواب بهشت می بینن، نه کاری نه زندگی ای. دولت هم که قربانش برم به این "ک.ون گشادی" دامن زده: 9 صبح تا 2 بعدازظهر، یعنی می تونین بیان خواب بهشت و تو محل کارتون ببینین.

به هر حال فرصت خوبی به دست اومد تا این صفحه رو به روز کنیم. البته این پست شاید طولانی بشه. فقط امیدوارم که مصداق این بیت شاعر نشم که میگه:

از بس که درازی و سیاهی و خُنُک    یارا تو به شبهای زمستان مانی.

اول یک لینک: در سایت «کشف الیقین» هستش یک سلسله مطالبی  است با عنوان "متکلمین و فلاسفه" اولین بخش این مطلب رو می تونین از  اینجا بخونین.از دست ندین. جالب است.

حالا به قول یارو گفتنی:

این مردمان که بینی یک مشت خر پرستند    خارج ز خر پرستان یک مشت شر پرستند

خارج ز شر پرستان یک مشت زر پرستند       خارج ز زر پرستان مشتی هنر پرستند

ما را به کیسه زر نیست      وندر طویله خر نیست

در سر هوای شر نیست     سرمایه جز هنر نیست

واقعا هم همینه، منتها در این دوره و زمانه هر کسی رو که سرمایش جز هنر نباشه، دو ریال هم براش، در هیچ جا ارزش قایل نیستن. به همین خاطر من و چند نفر دیگه (که همشون مدرک تحصیلیشون از من بالاتره، یعینی بالای لیسانسن) تصمیم گرفتیم اگه تا چند وقت دیگه روال به همین صورتی که الآن هست، موند همگی بریم و تو شهرداری درخواست کار بدیم برای زباله جمع کردن و همه دوستان خبرنگارمون هم با خودمون می بریم. خدایی نکرده اصلا ً قصد توهین و مسخره کردن به عزیزان زحمتکش رفتگر را هم نداریم. شاید با این کار عده ایی به خود آیند و کمی هم از وقت گرانبهای خود را صرف درست کردن اوضاع کنند.

********

اما یک حکایت جالب: همانطور که می دانید شعر ایرانی در قبل از اسلام شعر هجایی بود، اما می دانید که اولین شعر هجایی فارسی پس از اسلام را چه کسی سرود.

ابوالفرج اصفهانی در کتاب الاغانی می گوید: هنگامی که عبادبن زیاد برادر عبیدالله بن زیاد از جانب یزید بن معاویه به حکومت سیستان منسوب گردید، یزید بن مفرغ شاعر را با خود به سیستان برد، و چون عباد در نیکو داشت او نکوشید در باب نسب ایشان و «استلحاق» معاویه نسب زیاد را به ابوسفیان و زشتکاری سمیه، (سمیه مادر زیاد از فاحشه های معروف عصر جاهلیت بود و در یکی از روسپی خانه ها به سر می برد، به این نظر پدر زیاد را مجهول می دانستند و او را «زیادبن ابیه» یعنی پسر پدرش می گفتند. اما معاویه چون پدرش ابوسفیان زیاد به آن روسپی خانه رفت و آمد می کرد، «زیاد» را برادر خود و پسر ابوسفیان خواند، به همین خاطر او را زیاد بن ابوسفیان می گفتند و این گونه الحاق نسب شخصی را به نسب خود، در عرب «استلحاق» می گویند.) مادر زیاد هجویات بسیار گفت و در بلاد مختلف منتشر ساخت. عاقبت عبیدالله بن زیاد او را دستگیر کرد و به او «نبیذ شیرین» و «شبرم» آمیخته به هم نوشانید. او را طبیعت روان شد (دیوانه شد) و گربه ای و خوکی و سگی را با او در یک بند بستند و او را با این حال در کوچه های بصره گردانیدند و کودکان در قفای او فریاد می زدند و به فارسی می گفتند: این چیست؟ و او هم به فارسی می گفت:

آبست و نبیذ است

عصارات زبیب است

سمیه روسپیذ است.

(نبیذ: شراب خرما. و یا: خمری که از فشرده ی انگور می گیرند. زبیب" انجیر یا انگور خشک شده. آبست: جزو درونی پوست ترنج و بادرنگ و مانند آن)

و این شعر که در وصف سمیه مادر زیاد است اولین شعر فارسی به سبک پیش از اسلام، در بعد از اسلام  است.

*********

اما در بسیاری از وبلاگها، دوستان به معرفی کتابهای خوب و مناسب می پردازند، اما من چکار می کنم؟ به قول فردین عزیز، «متفاوت بازی» در می آورم و از این به بعد در هر پست کتابهایی را معرفی می کنم برای نخواندن.

1)     مجموعه ای در نشر افراز در می آید با نام تئاتر ایران در گذر زمان. جلد سوم این کتاب کاری است در مورد «کارگاه نمایش تهران». در مورد کارگاه نمایش بسیار می توان گفت و اجراهای بعضا ً درخشانی که زیر نظر مرحوم «عباس نعلبندیان» در می آمد و شاید بتوان آنرا درخشانترین دوران تئاتر ایران نامید. اما این کتاب فقط کپی پیست از مجلات آن زمان است و هیچگونه تحلیلی در این کتاب ما نداریم. در عوض تا دلتان بخواهد انواع و اقسام بروشورهای اجراها، و عکس خود هنرمندان روبرو هستیم، چیزی که هیچگونه کمکی به شناخت ما از تئاتر ایران نمی کند. جالب است که 4 فصل این کتاب عینا ً مثل جلد قبلی این مجموعه است و حتی یک حرف «و» از آن جا به جا نشده است.

2)     به نظرم انتشارات «فردوس» باید مدتی بایکوت شود و کسی از کتابهای آنان را نخرد تا آنان بفهمند که نباید کتاب را اینگونه بیرون داد. این انتشاراتی چاپ اول اکثر کتابهایش پر از غلط چاپی، صحافی بد (به طوری که صفحات کتاب اصلا ً منظم و پشت سرهم نیستند مثلاً صفحه 47 بعدش صفحه 200 است) و کلا چاپ نامناسب است و جالب است که از چاپ دوم و سوم به بعد یادشان می افتد که این ایرادات را برطرف کنند، یعنی یکبار چاپ اول خریداری می شود و بازهم خریدار مجبور است که چاپ دوم را بخرد تا کتاب مناسبی گیرش بیاید. جالب اینجاست که این انتشاراتی مرجوعیهم قبول نمی کند. چه می دانم شاید این روش مناسبی از جانب آنان برای فروش بیشتر است.

********

اما شعر.

 

بمبی بترکون

تا بتونی

از چشمهء مقدس

لبی تر کنی و مست بشی

اینجاست

همونجایی که باید یه ریز زربزنی، بفلسفی، آهان و تولوف بکنی، به همه همه چیزو نشون بدی، بعدش همه واست دست بزنن، سوت بزنن و...

[شایدم یه عده شون جلق بزنن]

بعدش فرداش اسمت بره تو روزنامه ها، که های خودشه این همونه،

همونی که می خواستین، بگیرین تنبونشو پیرهن عثمون بکنین

پس برو، برو، برو

نرم و آهسته برو

و به خاک دشمن تجاوز کن

[ صدای انفجار، در حین سخنرانی ]

نوشته شده توسط محمد آسیابانی |  در جمعه بیستم شهریور 1388 | 

pctfx3.3

Sunset Template

مركز طراحي و توسعه سي دي هاي مولتي مديا مركز طراحي و توسعه وب مركز طراحي قالبهاي حرفه اي وب سايت گروه طراحي چندرسانه اي Multimedia CD Catalogues وبلاگ رسانه گشت و گذار در دنياي رسانه هاي ديجيتال Medium Blog - Digital Media World Medium Blog - Digital Media World قالبهاي رايگان سايت و وبلاگ Advanced Persian Blog Templates

اطلاعات مربوط به كارگاه طراحي قالب: Download Free Blog Templates Template Design Workshop, دانلود قالب هاي وبلاگ Template Design Workshop, جزئيات قالب هاي رايگان Template Design Workshop, جستجوي قالب هاي وبلاگ Template Design Workshop, تماس با كارگاه طراحي قالب Template Design Workshop, درباره كارگاه طراحي قالب Template Design Workshop, وبلاگ كارگاه طراحي قالب

pictofxt Farsi Blog Iran Domain Registration

ثبت دامنه میزبانی وب ثبت سایت دامنه فارسی