قصهی غریب ِ سفر ِ شاد ِ شین ِ شاد ِ شنگول به دیار آدم کشان و امردان و جذامیان و دزدان و دیوانگان و روسپیان و کاف کشان
این اسم یکی از نمایشنامههای مرحوم نعلبندیانِ که دوستان نزدیک من میدونند چرا من این عنوان نوشتم واسه این پست. فعلا همین.
راستش دیگه حوصله ندارم واسه وبلاگ برم تو کتابایی که دارم بچرخم و چیزایی بنویسم، بنده خدا علیشیر نوایی اینجا قربانی شد فقط، عیب نداره. یادداشتهایی رو که برداشتم و به صورت یه مقاله تنظیم میکنم حالا تو نشریهای چاپش میکنم. ازین به بعد تو وبلاگ فقط یه سری یادداشتهای شخصی میذارم و ممکنه یه سری تفکراتی کاملا احساسی هم بذارم یعنی اینکه فقط احساساتم و مثلا دربارهی همین علیشیر نوایی در قالب کلمات درهم و برهم مینویسم.
*******************
«ممکن است بگویند «بهتر است بر خدا توکل کنیم» ولی اگر بشر دست روی دست بگذارد، خداوند در خواب خواهد رفت.» (درد جاودانگی، میگل د اونامونو)
حالا چند تقدیمی:
1) به بابای ادبیات
[صدای «حشرناله»ی گربهای مفلوک
از دور دست]
و رقص راهبانهی کرمهای خاکی
به توهم ترنم غزلی
2) به احمقان و ابلهان
ماچه خرانی که عوعوی سگ
را تقلید میکنند
درخور فضلهی موش هم نیستند.
3) به روسپی
کور باد تنگی چشمانت
تنگستان باد تمامی تنت
**************
توی کامپیوترم داشتم فایلها رو مرتب میکردم که برخوردم به یه تحقیق قدیمی که فکر کنم 3 یا 4 سال پیش انجامش داده بودم و نمیدونم هم واسه چی. حالا میذارمش اینجا، برای خاتمه و منابع رو هم یادم نمیاد به خدا. شایدم همش از روی یک کتاب بوده باشه اما احتمالش ضعیفه چون مثالهای فارسی رو هم زدم. واقعا نمیدونم:
تحقیقی پیرامون رمان و انواع آن:
رمان زادهی بحران است، کالایی است که برای اعتراض به وجود آمده است. پیدایش رمان همزمان است با نوع جدیدی از شناخت و ادراک بشری از زندگی که تقریبا ً مقارن است با :
1) تجربه گرایی علمی که انسان می خواهد جهان را بشناسد و از چهره ی ثابت و دینی جهان دور شود .
2) پیروزی و تسلط اجتماعی طبقه ی بورژوازی که طبقه ی صنعتگر دوره ی فئودالیزم بودند.
3) پیروزی تاریخی نثر مکتوب به عنوان وسیله ای برای تحلیل تجربی ، شرح وقایع و بحث و بررسی های احتمالی .
4) بشر دیگر به صورت مرموز و حماسی به جهان پیرامون خود نمی نگرد .
رمان محصول شرایط جدیدی بود که 2 عنصر بنیادی با خود داشت: اول کتاب به عنوان کالایی تجارتی که چاپ شده و مورد خرید و فروش قرار میگیرد. دوم مخاطبان جدیدی بوجود آمدند که بیشتر خرده بورژواها و کاسب کاران بودند که سطح سواد عمومی را بالا بردند، چون رمان درباره ی شهر نشینی و مشکلات شهر نشینان صحبت می کند . بعضی ها آنرا حماسه ی شهر نشینها خواندهاند .
وجه مشترک انواع رمانها در این است که : 1 ـ مفصل باشد . 2 ـ منثور باشد . 3 ـ داستانی باشد . مورگان فورستر گفته است که رمان نباید کمتر از 50 هزار کلمه باشد .
اصطلاح رمان ریشه در 3 نوع داستان نویسی دارد که در قرون وسطی رایج بود :
1) نوولا : واژه ای ایتالیایی است به معنی کوچک و تازه و نو که اصطلاحا ً به قصه های کوتاه و منثور گفته می شود که از نمونه های آن می توان به دکامرون نوشته ی بوکاچیو اشاره کرد .
2) رمانس: داستانی عاشقانه و پرماجرا ست که به آنها داستانهای «شوالیه گری» عاشقانه نیز گفته میشود. این نوع داستان نویسی قدیمی تر از رمان است و گرایش به قهرمان سازی دارد. این قهرمان آدمی نیک سرشت و کامل است که طرفدار نظام اشرافیت میباشد. رمانس در دورهی فئودالیزم و ملوک الطوایفی شکل گرفت. از نمونههای موفق رمانس می توان به «آیوانهو» اثر سر والتر اسکات اشاره کرد.
نکته : تفاوت اساسی رمانس و رمان در این است که رمانس هیچ گاه شخصیت پردازی نمیکند و بیشتر به تیپ نزدیک میشود اما رمان شخصیت خلق میکند .
3 ) پیکارسک : این نوع داستان نویسی در قرن 16 در اسپانیا به وجود آمد . پیکارو به معنی رند و شیاد است و در زبان اسپانیولی پیکارسک به داستانهایی گفته می شود که شخصیت اصلی آنها آدمهایی بی اعتنا به قوانین هستند ، شیاد و بی پروا می باشند و با رندی روزگار می گذرانند .
ویژگی های پیکارسک :
1 ) اغلب کاراکتر ها از طبقات پایین اجتماع هستند .
2 ) کاراکتر ها یا تغییر نمی کنند و یا بسیار کم تغییر می کنند .
3 ) پیکارسک به لحاظ پرداخت واقع گرایانه است .
4 ) پیکارسک ها فاقد طرح داستانی منسجم می باشند و پر از حوادث بی ارتباط با هم هستند.
داستان «مول فلاندر» از نمونه های پیکارسک است نوشته ی دامیل دفو
هدف پیکارسک : هدف از نگارش اینها هجو کردن بوده است . مانند دن کیشوت که با همین شیوه نگارش یافته است .
از دیگر نمونه های موفق پیکارسک می توان به هکلبری فین، تام سایر، شاهزاده و گدا و...
اشاره کرد . شاید بتوان سمک عیار را هم نوعی پیکارسک دانست .
انواع رمان
دسته بندی رمانها به طور قطع امکان پذیر نمی باشد اما بر حسب موضوع و شیوه ی فنی
( تکنیک نگارش ) و ... آنها را به انواع مختلف دسته بندی کرده اند که مهمترین آنها عبارتند از:
1 ) رمان اجتماعی : در این نوع رمان توجه اصلی نویسنده به ماهیت جامعه ، عملکرد و تاثیر جامعه بر روی اشخاص می باشد . این گونه رمانها با هدف ارشاد و ایجاد تغییرات بنیادین در جامعه نوشته میشود و می خواهد توجه مردم را به کمبودها و نقایص جلب کند و نظریه ای را به عنوان راه حل مشکلات جامعه مطرح کند که همیشه هم رمان عقیدتی و تبلیغی نیست. با انقلاب صنعتی تجزیه و تحلیل مسائل اجتماعی آغاز شد و توجه به کارگران و مسائل آنها شروع گردید. مثال مشهور این گونه رمانها روزگار سرد نوشته ی چارلز دیکنز و کلبهی عمو تم نوشتهی خانم استو.
2 ) رمان پلیسی: در این رمانها اغلب جنایتی رخ می دهد که هویت عامل جنایت ناشناخته است ، اما پلیسی یا کارگاهی از طریق شواهد و مدارک موجود پرده از جنایت بر می دارد.
ویژگی های این گونه رمانها عبارتند از: 1 ـ جنایتی رخ می دهد که ظاهرا ً پیدا کردن عامل آن ناممکن است. 2 ـ پلیسی وجود دارد که یا خنگ است و یا با قهرمان داستان همکاری نمی کند. 3 ـ کارگاهی غیر حرفهای که معمولا ً انسان عجیب و غریبی است و ذهنیت خارق العادهای دارد پرده از جنایت بر میدارد. 4 ـ همیشه در این نوع رمانها فردی وجود دارد که همراه و همراز کارگاه است. 5 ـ پیش کشیدن انواع و اقسام آدمهای مظنون و ماجراهای فرعی که حواس خواننده را پرت کند. 6 ـ مطرح کردن آدم مظنونی که همه ی مدارک و شواهد دال بر مجرم بودن او است.
اولین داستان جنایی نوشته ی ادگار آلن پو است که نام آن «جنایت در کوی مرده شور خانه» میباشد. (کتاب کم حجمی ترجمه شده است با نام: شناخت ادگار آلن پو که کتاب خوبی است حاوی دو مقاله از بودلر و کورتاسار است و ترجمه چند داستان کوتاه از پو. نشر دشتستان در آورده این کتاب رو.) رمان پلیسی در آمریکا و انگلستان به عنوان نوشتههای تفریحی بسیار طرفدار دارد. رمانهای پلیسی آمریکایی احساسی تر و پر ماجراتر از نوع انگلیسی است، اما رمانهای پلیسی انگلیسی طرح محکمی دارند و سبک داستانی آنها زیباتر است.
مشهورترین رمانهای پلیسی عبارتند از: شرلوک هلمز نوشتهی آرتور.سی کلارک، مجموعهی پوآرو و خانم مارپل نوشتهی آگاتا کریستی، کارگاه مگره نوشتهی ژرژ سیمنون
3) رمان تاریخی: رمانی است که به بازسازی شخصیت ، حوادث ، انقلابها و وقایع زمانی از اعصار مختلف میپردازد. نویسنده برای خلق دوبارهی وقایع و شخصیتها دست به تحقیق میزند و اشخاص داستانی غیر واقعی را وارد داستان میکند که در نتیجه این نوع رمانها رنگی از تخیل را نیز با خود دارد . دورهای از تاریخ که یک فرهنگ در حال از بین رفتن و فرهنگی دیگر در حال شکل گرفتن و اوج گیری است و با یکدیگر جدال و درگیری دارند زمان وقوع این نوع رمانهاست. بر حسب استفاده از تاریخ این نوع رمانها را به دو دسته تقسیم کردهاند: 1 ـ رمانس سنتی و مرسوم 2 ـ رمان شخصیت
الف) در رمانس سنتی و مرسوم از تاریخ به عنوان زمینهای برای حوادث مهیج و ماجراهای عاشقانه استفاده میکند .
ب) رمان شخصیت : که در این نوع هدف از رمان ارائه و نمایش شخصیت است و مکان و زمان و دورهی تاریخی در مرتبهی دوم قرار میگیرند. مثل رمان داغ ننگ نوشتهی هاوثورن.
بسته به نگرش نویسندگان به تاریخ، این نوع رمان را به دو نوع دیگر نیز تقسیم بندی میکنند: الف) رمانهای تاریخی واقع گرا یا علمی: در این نوع داستانها رمان نویس شخصیت و یا خانوادهای را به عنوان نمایندهای از کل جامعه به نمایش میگذارد و آنها را در ارتباط با تحولات تاریخی و اجتماعی مورد تحلیل قرار میدهد مانند جنگ و صلح تولستوی .
ب) رمانهای تاریخی ذهنی: در این داستانها از حوادث تاریخی استفاده میکنند ولی به شیوهای ذهنی آنها را تحلیل مینمایند و به جای علل اجتماعی، اقتصادی و سیاسی به مسائلی از قبیل عشق و وطن پرستی میپردازد، مثل رمانهای الکساندر دوما و رمان بر باد رفتهی مارگارت میچل .
4) رمان تربیتی: رمانی است که رشد و شکل گیری شخصیت را از کودکی تا وقتی که رشد کرده و به سن بلوغ میرسد دنبال میکند. در این نوع رمان شخصیت به کشف معنی و الگو در جهان دست میزند، فلسفهی زندگی را میآموزد تا هنر خوب زیستن را یاد بگیرد.
به عنوان نمونه می توان به رمانهای : آرزوهای بزرگ و الیور تویست و دیوید کاپرفیلد
هر سه از دیکنز اشاره کرد.
5) رمان روستایی: مکان وقوع این نوع رمانها روستا است اما همیشه هم شخصیت اصلی آنها چوپانها نیستند. این نوع داستانها را به دو گونه تقسیم میکنند:
الف) رمان روستایی خیالی: در این نوع رمانها زندگی روستایی چنان شرح داده میشود که گویی روستا بهشت است، چوپان دراز کشیده و نی لبک میزند. (شرمنده مثالی برای این نوع پیدا نکردم، یعنی اینکه خودم تا به حال چیزی ازین دست نخوندم، مثالی هر کس داره معرفی کنه.)
ب) رمان روستایی واقع گرایانه: که به تشریح رنجها، مصیبتها، بیماریها، خونریزی و دعواهای روستاییان می پردازد که حاصل فقر و جهالت در روستاست و اغلب شخصیتها از طبقات پایین هستند. مثل اثر سترگ یاشار کمال با نام اینجه ممد و افسانهی چیای آگری باز هم از همین نویسنده و یا رمان کلیدر نوشتهی محمود دولت آبادی.
6) رمان گوتیک (رمانهای ترسناک و دلهره آور): گوتیک نوعی معماری قرون وسطایی است و ساختمانهایی که با آن سبک ساخته میشد دارای طاقهایی به شکل صلیب بیضی شکل و نمایی خشن بود. گنبد های نوک تیز، دالانها و تالارهای بزرگ و تاریک از دیگر مشخصات این نوع معماری هستند. معماری گوتیک برای دومین بار در قرن 18 و در انگلستان رایج شد و هدف از آن مقابله با عقل و احساسات گرایی سطحی نئو کلاسیکها بود.
ویژگیهای رمان گوتیک: الف ـ گرایش به شوالیه گری یا پهلوانی. ب ـ راز و رمز و استفاده از اشیا اسرار آمیز و جادویی. ج ـ مکان رویدادهای این رمانها اغلب قصرها، گورستانها، سیاه چال ها ، پلکانهای پیچ در پیچ و فضا های تیره و تار است . د ـ شخصیت در این نوع رمانها چندان مهم نیستند و وظیفهی اصلی آنها تنها پیش بردن حوادث داستان است. ه ـ بار اصلی رمان بر دوش حوادث، طرح مکان و فضاست که باید بر جان خواننده ترس بیندازد. رمانهای فرانکشتاین نوشته مری شلی و دراکولا اثر برام اسنوکر از مثالهای خوب این نوع رمان است.
7 ) رمان مکاتبهای: در این نوع رمانها روایت داستان معمولا ً توسط نامه صورت میگیرد. این نامه را ممکن است یک نفر نوشته باشد یا چند نفر به همدیگر بنویسند. محاسن این نوع رمانها در این است که : الف ـ خواننده احساس میکند مستقیما ً در بطن حوادث قرار دارد زیرا معمولا ً در مواقع بحرانی و یا لحظه روی دادن حوادث نوشته میشوند. ب ـ احساس و عکس العمل شخصیت ها بهتر نشان داده میشود و منتقل میگردد. ج ـ داستان و حادثه از زاویه دید چند نفر نوشته و روایت میشود چون چند نفر به هم نامه مینویسند. این چند نفر ممکن است با هم مخالف باشند یا درجات متفاوتی از درک و تحصیلات داشته باشند.
د ـ چون احساسات و وقایع از طریق نامههای اشخاص گفته میشود لذا دخالت نویسنده کمتر به نظر میرسد و او نقش ویراستار را دارد. ه ـ به دلیل مستقیم بودن و مستقیم گفته شدن فضایی صادقانه در داستان بوجود میآید که به همین دلیل مخاطب بیشتر جذب داستان میشود .
این رمانها معایبی نیز دارند از آن جمله: الف ـ این آثار تصنعی و غیر قابل قبول به نظر میرسد، زیرا نویسندگان نامه در هر شرایطی دست به قلم میبرند و کسان دیگر نامه آنها را جواب میدهند . ب ـ تکرار در این رمانها زیاد دیده میشود.
این نوع از رمان در قرن 18 با رمان «پامِلا» نوشتهی « ساموئل ریچاردسون » آغاز شد. نمونه ی مشهور دیگر آن بابا لنگ دراز اثر جین وبستر است .
8) رمان جریان سیال ذهن: هنری جیمز و داستایفسکی در رمانهای روانی خود جریان منظم شعور را تشبیه کردهاند و مارسل پروست نیز در رمان در جستجوی زمان از دست رفته از طریق تداعی معانی، خاطرات گذشته را ورق زده و نوشته است. اما جریان سیال ذهن بیشترین توجه خود را معطوف مرحله ی پیش از شکل گیری لفظ و گفتار میکند و در این مرحله صور خیال وظیفهی واکنشها و پاسخهایی را که به وصف در نیامدهاند بر عهده می گیرد، زیرا در چنین جهانی از منطق دستور زبان خبری نیست.
این نوع رمانها نوعی رمان روانی هستند که اساس کارشان جریان پشت سر هم و بدون قطع ضمیر یا شعور خود آگاه یک یا چند شخصیت است.
ضمیر خودآگاه مجموعه ی آگاهیهای مختلف و واکنشهای ذهنی، احساسی فرد است که این مجموعه مرحلهای پایین تر از شکل گیری لفظ و گفتار قبل از ظهور افکار و صحبتهای کاملاً
معقول را شامل میشود. در این نوع رمان فرض بر این است ذهن فرد یا جریان سیال ذهن او در زمان معین از لایهها و سطوح مختلف آگاهیها، احساسها، افکار و تخیلات، آرزوها، خاطرات و تداعی معانی و تأملات تشکیل شده است و هر گاه که قرار باشد محتوای دقیق و صحیح آن ذهن تشریح شود باید این عناصر گوناگون از هم گسیخته، بی ارتباط و غیر منطقی به شکل سیری از کلمات، صور خیال و افکار در هم و برهم و نامنظم ارائه شود.
اصول مشترک رمان جریان سیال ذهن
الف ) هستی و وجود مهم بشر در جهان خارجی و بیرون از او قرار ندارد بلکه وجود مهم بشر در درون او و در فعالیتهای ذهنیاش میباشد .
ب ) زندگی و وجود ذهنی ـ احساسی بشر ، از هم گسیخته، پراکنده و بدون روال منطقی میباشد .
ج ) الگوی روانی تداعی آزاد معانی فقط تسلسل افکار و احساسات بشر را بر هم میزند و تغییر میدهد اما نمیتواند در الگوی روابط روال منطقی، تغییر ایجاد کند.
اولیس، بیداری فینیگانها و سیمای مرد هنر آفرین در جوانی هر سه نوشته ی جیمز جویس و خانم دالووی ، به سوی فانوس دریایی و خیزاب ها هر سه نوشتهی ویرجینیا ولف
و رمان تریستام شندی نوشتهی لارنس استرن. از نمونههای جالب توجه این نوع رمان میباشند .
9 ) رمان ضد رمان : نوعی اثر تجربی است که قوانین ، سنتها و شیوههای داستان گویی را کنار میگذارد. در این نوع رمان سعی نمیشود که با شیوهای رئالیستی همه چیز را واقعی جلوه دهند، بلکه سعی میشود قوانین خاصی به وجود آید. نویسنده اجازه نمیدهد تا خواننده با اشخاص داستان همذات پنداری نماید و با او همدردی کند بلکه خواننده را ترغیب میکند تا در حوادث شرکت نماید و داستان را دنبال کند. این نوع از رمان دارای 8 ویژگی است:
1 ـ ضد رمان طرح داستانی مشخص و واضحی ندارد.2 ـ از حوادث پراکنده در داستان استفاده میشود. 3 ـ تحول شخصیت در آنها خیلی کم روی میدهد. 4 ـ اشیا را به صورت مشروح تجزیه و تحلیل و موشکافی میکند. 5 ـ از تکرار زیاد استفاده میشود.
6 ـ دائما ً به تجربیات جدیدی در ارتباط با واژگان زبان و علامت گذاری دست میزند.
7 ـ توالی زمانی داستان مدام به هم میخورد. 8 ـ جای اول و آخر داستان با هم عوض میشود .
نمونه هایی از این رمانها : تهوع از ژان پل سارتر، بیگانه اثر آلبر کامو، جادهی فلاندر اثر کلود سیمون و مالون می میرد از ساموئل بکت .
10 ) رمان نو : این نوع از رمان با آثار و افکار آلن رب گرییه در سال 1955 به وجود آمد، که با قراردادهای گذشته ی رمان نویسی تضاد داشت . در این نوع رمانها با داستان ، افکار، توصیف و تحلیل شخصیت سرو کار نداریم . بلکه معتقدان به رمان نو می گویند که فقط باید دربارهی اشیا یعنی نشان دهندهی دید یک فرد به موجودات و اشیا ملموس توجه کرد. نویسندگان رمان نو میگویند که آنها مکتب واحدی را تشکیل نمیدهند بلکه چون همه چیز را نفی می کنند (قواعد داستان نویسی) مشترکند. برای نمونه می توان به سال گذشته در مارین باد، پاک کن ها و جن ـ بیننده هر سه از رب گرییه اشاره کرد. کودکی اثر ناتالی ساروت و سفر به انتهای شب سلین نیز از همین نوع است .
( برای اطلاع بیشتر از این نوع رمان می توان به کتاب « قصه ی نو انسان تراز نو » نوشته رب گرییه انتشارات امیر کبیر مراجعه کرد.)
واما قطعا ً نمی توان حد و مرزی را برای رمانها و داستان ها تعیین کرد. از مثال هایی که در بالا زدم می توان آنها را در نوعی دیگر هم جا داد و یا انواع دیگری را از رمان تشخیص داد، ولی تا حد امکان سعی شد که چیزی از قلم نیفتد.